57
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:00
[unable to retrieve full-text content]چه تصمیم تخمی تخیلی بود من گرفتم ؟
39
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 8:00
آخرشم نفهمیدم با خودم چند چندم !
40
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 8:00
بعد از 7 سال دوباره همون روزا برام تکرار شد ... دقیقا تو فروردین لعنتی انگار این فصل جدایی منه ... من دوباره همون بچه ی 7 سال پیش شدم ، بازم پر از خلاء پر از خستگی پر از تنهایی پر از نا امیدی ...من همه چیز تو زندگیم رسیدم جز چیزی که میخواستم ...برای دومین بارِ که درد و تو قلبم حس میکنم ...جلوشو نگرف...
31
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
چقدر مسخره اس که هنوزم وقتی میخوام از پشت نقاب حرف بزنم میام اینجا ! دچار روزمرگی کسل کننده و بالا پایین شدن رو زندگی ام ، یه روز روی قله و تو اوج با حس قدرت زیاد و آزادی و سرشار از عشق و امید و حال خ
32
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
بعضیا هستن مثل یه سگ به دنیا میان ، مثل سگ زندگی میکنن ، مثل سگ میمیرن ، پدرمو میگم !
33
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
میدونی بعد چن وقت رفتم جاده چالوس ، چقدر فاز داد بهم ، لطفا همینجوری خوب بمون ! -------------------پی نوشت : چی میشه که یه دختر وسط س * س گریه میکنه ؟! اونم نه یه بار نه دوبار ، هر سری !
34
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
من برای آدمی که دوسش دارم میشم حال بهم زن ترین آدم دنیا ، تو توجه و محبت و عشق خفه اش میکنم انقدر بهش میرسم که حالش بهم بخوره ، از بس که خرم ، دست خودم نیست خوب من همین گوهی ام که هستم نمیتونم جلوی خو
35 + sara
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
هفت سال طول کشید تا من به یکی دیگه بگم عاشقتم ...1398/11/23
36
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
من همیشه تو روابط عاطفیم ریدم ، با تمام وجودم ! بهترین تجربه هارو با کسایی داشتم که کوچیک ترین حسی بهشون نداشتم ! اما عوضش ، عوضش هرکی و از ته قلبم دوست داشتم به فا ک دادم ، انقدر تو محبت و توجه خفه ا
37
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:12
همه چیز خیلی خوب پیش میره ، ولی من استرس خراب شدنش و دارم ! خیلی زیاد ، مثل قبل ...انقدر برام مهم شده که از خیلی چیزا براش گذشتم ، انقدر برام مهم شده که میخوام هر روز حس کنه خوشبخت تر از این نمیشه ...
24
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
علی رغم تمام فعالیت هایی که دارم چه اقتصادی چه اجتماعی چه علمی ... هرچیاحساس کرخی و پوچی شدیدی دارمxa0
26
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
از نزديك شدن به ادما احساس عذاب وجدان دارم...چون حسي به كسي ندارم!
27
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
احساس میکنم غریبم شدیدا ...
28
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
تا اينجاش رفت ؟ خب باقيشم ميره !
29
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
رها وانتونز :)) زدمت که بلاخره !
30
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
سلاممن خوبم ... فقط دلم تنگ شده ، برای همه چیز ؛ مثلا شبای سرد قزوین ؛ عجب شبایی بود ! میدونی ؟ من تو اون شبا هیچ کاری نکردم ! ولی دلم براشون تنگ شده ! برای لرزیدن تو سرمای خشک و شعله ی تا تهِ بخاری ت
14
-
تاریخ: 1398/3/24 ساعت: 2:56
منو یکی نکن اصلا با اون هیچی ندار!xa0
15
-
تاریخ: 1398/3/24 ساعت: 2:56
mono روحم و ارضا میکنه انقد که دلم میخواد بپاشم رو صورتش !xa0
16
-
تاریخ: 1398/3/24 ساعت: 2:56
همیشه از ۵ اردیبهشت می افتادم پاساژای تهران و متر میکردم که با اون چس تومنی که تو جیبم بود برات کادو تولد بگیرم ! ک س خ ل که شاخ و دم نداره ، هنوزم همون ک س خ ل م !
17
-
تاریخ: 1398/3/24 ساعت: 2:56
از اینکه دیگه چیزی نیست که برام مهم باشه هم لذت میبرم هم رنج ! به تخ مم همه چی ...xa0